23 آبان 1388
...
نمی دونم شما هم مثل من ، کارتون تماشا می کنین یا نه ؟! جای من و پسرم تو خونه عوض شده
پسر گُله ، اخبار ورزشی و تفسیر خبر و ۹۰ و اینا رو تماشا می کنه و من هم کارتون ! البته نه کارتون
های این دوره زمونه رو!!!
چند وقت پیش ، یکی از دوستام چند تا کارتون قدیمی ( کارتون های زمان کودکی من ) رو برام آورد
نمی دونین چقدر چسبید. شمایی که هم سن و سال من هستید حتما" سندباد ، پینوکیو ، پلنگ
صورتی ، یوگی و دوستانش ، گوریل انگوری ، گالیور و... یادتونه .
یادم میاد ، عصر ساعت ۵ که میشد می نشستم پای تلویزیون رنگی پارس . قبلشم از اون تلویزیون
های مبله داشتیم . خلاصه خانم گیتی خامنه ای یا خانم سهیلا میومدن .حالم از نقاشی نشون دادن
به هم می خورد و دوست داشتم زودتر کارتون نشون بدن . پفک مینو ، آب نبات چوبی مینو و آدامس
بادکنکی هم معمولا " دور از چشم مامان داشتم !!! ( مامان بزرگم برام می آورد که لج ِ مامانمو در بیاره )
و کارتونهای مورد علاقه ام شروع می شد...
و اما ، شنل قرمزی یادتونه ؟!!
...
یه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت :
"عزیزم چند روزه مادر بزرگت موبایلشو جواب نمیده . هرچی اس ام اس هم براش میزنم
باز جواب نمیده . آنلاين هم نشده چند روزه . نگرانشم .
چندتا پیتزا بخر برو ببین چشه ؟!"
شنل قرمزی گفتب : "مامی ، امروز نمیتونم .
قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بریم اکس پارتی !!!"
مادرش گفت : "چه غلطا یا با زبون خوش میری یا میدمت دست داداشت گوریل انگوری لهت کنه ."
شنل قرمزی گفت : "حیف که بهشت زیر پاته مامی . باشه میرم .
فقط خواستین برین بهشت کفش پاشنه بلند نپوشین ."
مادرش گفت :" زود برگرد . قراره خانواده ی دکتر ارنست بیان.
می خوان ازت خاستگاری کنن واسه پسرشون ."
شنل قرمزی گفت : "من که گفتم از این پسر لوس دکتر خوشم نمیاد .
یا رابین هود یا هیچ کس . فقط اون و می خوام ."
...
شنل قرمزی با پژوی ۲۰۶ آلبالوئی که تازه خریده از خونه خارج میشه .
بین راه حنا دختری در مزرعه رو میبینه .
شنل قرمزی: حنا کجا میری ؟؟
حنا : وقت آرایشگاه دارم . امشب یوگی و دوستان پارتی دعوتم کردن .
شنل قرمزی: ای نا کس حالا تنها می پری دیگه !!
حنا : تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی در آوردی .
بهت گفتن شب بمون گفتی مامانم نگران میشه . بچه ها شاکی شدن دعوتت
نکردن .
شنل قرمزی: حتما اون دختره ی ایکبری سیندرلا هم هست ؟؟؟
حنا : آره با لوک خوش شانس میان .
شنل قرمزی یه تک آف میکنه و به راهش ادامه میده .
پشت چراغ قرمز چشمش به نل می خوره !!!
ماشینا جلوش نگه میداشتن اما به توافق نمی رسیدن و می رفتن !!!
میره جلو سوارش میکنه .
شنل قرمزی : تو که دختر خوبی بودی نل !!!!!
نل : ای خواهر . دست رو دلم نذار که خونه .
با اون مردک ... راه افتادیم دنبال ننمون !!!
شنل قرمزی: اون که هاج زنبور عسل بود .
نل : حالا گیر نده . وسط راه ، بابا مون چشمش خورد به مادر پرین رفت گرفتش .
این دختره پرین هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بیرون .
زندگی هم که خرج داره . نمیشه گشنه موند !!!
شنل قرمزی : نگاه کن اون رابین هود نیست ؟؟؟؟ کیف اون زن رو قاپید .
نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتی ؟ چند ساله زده تو کاره کیف قاپی .
جان کوچولو و بقیه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند میکنن .
شنل قرمزی : عجب !!!
نل : اون دوتا رو هم ببین پت و مت هستن . سر چها راه دارن شیشه ماشین پاک
می کنن .
دخترک کبریت فروش هم چهار راه پائینی داره تَن ...می کنه !!!
شنل قرمزی : چرا بچه ها به این حال و روز افتادن ؟!!
نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقای پتیول شد !!!
بچه مایه دار شدی . شنل چاک دار می پوشی !!! بقیه همه بد بخت شدن !!!
پ .ن : ؟؟؟!!!